نقد مینی سریال چرنوبیل | فاجعه تاریخی

نقد مینی سریال چرنوبیل | فاجعه تاریخی

چگونه می‌توان یک فاجعه بزرگ مانند حادثه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ را به تصویر کشید؟ این حادثه اتمی، با تمام جزئیات و اهمیت تاریخی و علمیش، به عنوان یک داستان بسیار پیچیده و دشوار است. این داستان، پر از جزئیات محرمانه فیزیک و مهندسی، که با شکست‌های بسیار در عمل و اقدامات بی‌اثری که انجام می‌شد، به تصویر کشیده می‌شود.

مینی سریال چرنوبیل، که به تولید مشترک با شبکه بریتانیایی Sky در HBO شروع می‌شود، روایتی از وقایع برجسته‌ای از تاریخ روسیه است. این نامتجانس است، زیرا یکی از پیام‌های این سریال، نشان دادن بی‌نقصی روش‌های شوروی در مواجهه با بحران است. اما در عین حال، سریال به صورت ساده‌ای تاریخ را بازنمایی کرده، و در این راه، شخصیت‌های موفق و شخصیت‌های شرور را به تصویر می‌کشد، و همچنین عناصر نمادین را به کار می‌گیرد.

نقد مینی سریال چرنوبیل | فاجعه تاریخی

به طرز واضحی، روش های تبلیغاتی شوروی بسیار شبیه به روش های هالیوودی بودند. در مینی سریال چرنوبیل، نویسنده کریگ مازین (نویسنده قسمت های دوم و سوم از “خماری”) و کارگردان یوهان رنک، باور دارند که به یک رویداد استثنایی شاهد هستند که شبیه به هیچ حادثه دیگری در تاریخ بشر نیست و آن را در قالب یک فیلم ترسناک و معمولی تجسم می‌کنند.

خالق مجموعه مینی سریال چرنوبیل لحظاتی پس از انفجاری از جدیدترین راکتور نیروگاه هسته ای چرنوبیل در اوکراین (پس از معرفی کوتاه) شروع می شود. این یک دنباله گیج کننده و متقاعد کننده است – مانند اپراتورهای نیروگاه، ما نمی دانیم چه اتفاقی افتاده است، و با ناامیدی آنها را دنبال می کنیم، زیرا آنها در میان خرابه های آتشین اشتباه می کنند، دوزهای عظیم تشعشع را جذب می کنند که در نهایت آنها را می کشد. این اتفاق همین چند هفته پیش رخ داد.

نقد مینی سریال چرنوبیل | فاجعه تاریخی

داستان مینی سریال چرنوبیل

از آنجا، نمایش به سوی خطوط طولانی پیش می‌رود و به نقاط اوج آشنای داستان مینی سریال چرنوبیل می‌رسد. یک کمیسیون دولتی تشکیل می‌شود، شهر شرکت پریپیات تخلیه می‌شود، و آتش نشانان و مهندسان در بخش تشعشعات بیمارستان شماره 6 جان خود را از دست می‌دهند. در این موقعیت اسطوره‌ای، ماموریت شیرکمکی آغاز می‌شود، محفظه تبادل حرارت حفر می‌شود، سقف واحد 3 پاکسازی می‌شود و به موقعیت اسطوره‌ای دست یافته می‌شود.

نهایت ماجرا به کمک یک روش هوشمندانه، مازین موفق به پایان داد: او از شهادت در نمایش محاکمه سرپرستان کارخانه استفاده می‌کند تا به فرار از اتهامات و در نهایت بازگویی از رویدادهای آغازین داستان بپردازد. اما این صحنه بسیار کمبود دارد؛ زیرا به همان اندازه‌ای که باید، همه چیز به یک داستان مصنوعی تبدیل می‌شود و توسط تخیل و درام کنترل می‌شود، همانند بسیاری از اتفاقاتی که قبلاً رخ داده‌اند.

مازین فیزیکدان هسته ای والری لگاسوف (با بازی جرد هریس) را در جستجوی قهرمانی غم انگیز برای رهبری داستان انتخاب کرده است. این ممکن است به این دلیل باشد که تجربه لگاسوف با چرنوبیل او را به سمت خودکشی سوق داد. لگاسوف، که نقش اصلی را در واکنش به فاجعه ایفا کرد، در درجه اول یک بوروکرات خوب بود و به خطوط حزب توجه داشت، که اشتباه اپراتور را به جای نقص در طراحی راکتور شوروی به انفجار نسبت می داد.

نقد فیلم آرزوی ایرلندی | یک دارم عاشقانه بیشتر بخوانید: نقد فیلم آرزوی ایرلندی | یک دارم عاشقانه

نقد مینی سریال چرنوبیل | فاجعه تاریخی

نقد فیلم Oppenheimer | دانشی بر ضد بشریت

قبل از فوت خود، لگاسوف از مصاحبه‌هایی که برای پیشرفت سریع پرسترویکای میخائیل گورباچف ​​امکان‌پذیر شده بود، منصرف شد. اما در فیلم “چرنوبیل”، مازین لگاسوف را در دادگاه به عنوان شاهد حاضر می‌کنند و در یک فانتزی واقعیت‌بازانه، او را به جسارت و پنهانکاری متهمان شوروی محکوم کند. سپس توسط K.G.B به اتاق پشتی می‌برند.

تبدیل لگاسوف به یک سوت زن و شهید متهور، با داستانی در دادگاه از “کشتن مرغ مقلد”، تنها یک نمونه از گرایش مینی سریال چرنوبیل به تورم هالیوود است، به منظور نشان دادن اتفاقاتی که واقعاً نیافتاده اند. کارگرانی که به طور داوطلبانه وارد ساختمان رآکتور می شوند تا دریچه های آب را باز کنند، این کار را به سبک “اسپارتاکوس” انجام می دهند و با ایستادن به طور رسمی، نام خود را بیان می کنند.

معدنچیان زغال سنگی که برای حفاری در زیر هسته هسته ای فوق گرم آورده شده اند، با کار برهنه، سطح تشعشعات را نادیده می گیرند. ستونی بلند از دود سیاه برای روزها پس از انفجار از راکتور بیرون می آید، نه ابرهای کوچک بخار سفیدی که در واقعیت واقعی از آن خارج شده اند.

نقد مینی سریال چرنوبیل | فاجعه تاریخی

کارگردانی بی نظیر و ایفای نقش حیرت انگیز

بزرگترین و مصنوعی ترین خلقت، اختراع یک شخصیت خیالی در مینی سریال چرنوبیل است که توسط دانشمند بلاروسی به نام امیلی واتسون زنده شد. او در شهر مینسک با نقش اصلی خود در بازی، سطوح مشکوک تشعشع را می خواند و به طرز جادویی و طنزی کنترل داستان را به دست می گیرد. او به یکباره همه جا است. مجبور کردن خود به کمیته تحقیقات، شرکت در جلسات با گورباچف، نفوذ به آرشیو دولتی، مصاحبه با مهندسان روی تخت بیمارستان، و کشف تاریخچه پنهان راکتور معیوب. اما اگر مازین می خواست یک شخصیت زن برجسته را در میان مردان به نمایش بگذارد، چرا ماریا پروتچنکو، معمار و طراح پریپیات و نظارت او را کنار گذاشت؟ برای تخلیه بود؟

در طول پنج ساعت مینی سریال چرنوبیل، نامزد مزین بیشتر حقایقی مربوط به داستان را بررسی می‌کند. اما نمایش‌های ارزان قیمت او – از جمله تنظیماتی خنده‌دار که در آن بوریس شچربینا (نقش اول استلان اسکارسگارد)، معاون نخست وزیر مسئول انرژی، سؤالاتی مانند “رآکتور هسته‌ای چگونه کار می‌کند؟” تا لگاسوف بتواند آن را برای ما توضیح دهد – از تراژدی واقعی داستان مینی سریال چرنوبیل کاسته می‌شود.

حس همیشگی پیش‌بینی که توسط صداهای هولناک گایگر مانند در موسیقی متن، و رواج کلیشه‌های شوروی روایت‌دهنده و تهدیدآمیز شوروی تقویت می‌شود. در زمانی که مینی سریال چرنوبیل مستند احتمالا قوی‌ترین و جالب‌ترین حوزه تلویزیونی است، بسیار ناراحت‌کننده است که الکس گیبنی یا امی برگ ابتدا به چرنوبیل نرسیدند. ایا از دیدن این فیلم لذت بردید؟نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram

3 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *