نقد فیلم مگان (M3GAN) | عروسک تسخیر شده

نقد و بررسی فیلم مگان - نقادانه

از نگاه مگان، فیلم عروسک تسخیرشده‌ی ژانر وحشت است که با ژانر علمی‌تخیلی پیوند می‌زند تا بتواند بدبینی آشنای خود را نسبت به سلطه‌ی فناوری بر زندگی انسان نشان دهد. اما به نظر می‌رسد که تفریح کردن در فیلم مگان عنوان یک کمدی نسبتا‌خوش‌ساخت، کار ساده‌ای است که مگان می‌تواند آن را انجام دهد.

فیلم مگان

در واقع، فیلم مگان ، به عنوان یک فیلم ترسناک، مطلقا ارزش توجه ندارد. با این حال، اگر نام آن را در گوگل جستجو کنید، ممکن است با کلمه “ترسناک” مواجه شوید. اما در اینجا ما درباره یک فیلم هستیم که لحظاتی از آن مبتنی بر تعلیق وقوع اتفاقات ناخوشایند، خشونت نسبتا صریح (با تاکید بر کلمه “نسبتا”) و جامپ اسکرهای کلیشه‌ای دارد.

و بدون شک، صورت سنگین، صدای ناخوشایند و لحن گفتار و حرکات بدن عروسک همنام با این فیلم، با وجود ظاهری آشنا از زیبایی نمونه‌های قبلی این ژانر، هنوز هم بسیار مزخرف و ناقص است. اما اگر طرفدار فیلم‌های “احضار” و “آنابل” هستید و به امید تجربه‌ی ترسناکی دیگری این فیلم را انتخاب می‌کنید، باید بدانید که “مگان”، دومین فیلم بلند جرارد جانستون، شما را ناامید خواهد کرد.

مگان چه جور فیلمی است؟

فیلم مگان یک تلفیق بین کمدی و ترسناک است که در آن جانستون نشان داده است که در ایجاد این تلفیق توانایی دارد. او قبلاً فیلمی با همین سبک در اثر «محبوس در خانه» ساخته است. اما مگان تفاوت‌هایی با آن دارد، به عنوان مثال درجه‌ی سنی PG-13 را در نشان دادن خشونت‌های افسارگسیخته به کار نمی‌گیرد. همچنین لحن آن بی‌کله‌تر و جسورانه‌تر است و پلات آن هوشمندانه‌تر در دست‌انداختن الگوهای ژانر عمل می‌کند. این فیلم محصول مشترک بین بلوم‌هاوس و یونیورسال است و به همین دلیل مخاطبان گسترده‌تری را هدف قرار داده است و در سبک و لحن خود محافظه‌کارتر است.

با این حال، این تعریف همچنان تصویر کاملی از فیلم را نمی‌تواند ارائه دهد. فیلم مگان از پیشرفت‌های علمی و فناوری استفاده می‌کند تا دنیایی جدید و خیالی را به تصویر بکشد. در این دنیا، اسباب‌بازی‌های روباتیک با طراحی‌های پیچیده‌تری وجود دارند و نقش مهم‌تری در زندگی کودکان و خانواده‌هایشان بازی می‌کنند.

شخصیت اصلی فیلم، عضوی از تیم توسعه‌ی شرکت “فانکی” است که عروسک‌های هوشمند و محبوب پشمالویی تولید می‌کنند. این عروسک‌ها برای جایگزینی حیوانات خانگی طراحی شده‌اند و با این مزیت که بر خلاف سگ‌ها و گربه‌ها، می‌توانند برای مدت زمان بیشتری با صاحبانشان باشند. اما همانطور که دنیای “مگان” به طور کامل رویایی و غیر واقعی است، ما هنوز نمی‌توانیم تصور کنیم که چگونه این تکنولوژی‌ها در آینده ما را تحت تاثیر قرار خواهند داد.

نقد و بررسی فیلم مگان - نقادانه

با توجه به علاقه‌ی ما به فیلم‌های علمی‌تخیلی، تیم توسعه باید به سرعت به فکر بعدی این پروژه افتاده باشند که چرا باید جایگزین کردن خانواده‌های حیوانات خانگی باشیم؟ آیا نمی‌توانیم به جای آن خودمان را جایگزین کنیم؟ اما این تصمیم باید با مشکلات و نتایج منفی‌اش برخورد کند. به همین دلیل، تجهیز عروسک‌ها با هوش و توانایی‌های انسانی، انتخاب هوشمندانه‌ای نیست. این تصمیم می‌تواند باعث تولد یک مخلوق سرکش شود و به ما یادآوری کند که انسان‌ها با تمام نقایص و ایرادات‌شان، ارزشمندترین و برترین مخلوقات هستند. آن‌ها فقط باید تلاش کنند تا بهترین نسخه از خودشان باشند.

جزییات داستان فیلم مگان

این درس قطعا باید توسط جما (الیسون ویلیامز) یاد گرفته شود. جما شخصیت اصلی فیلم مگان است و خالق مگان، عروسک فوق هوشمند قصه است. حادثه‌ی محرک پلات، خواهرزاده‌ی کوچک جما به نام کیدی (وایلت مک‌گرا) را به سمت جما می‌کشاند و او باید در میان پافشاری مقامات بالاتر، طراحی نسخه‌ی جدید و ارزان‌تری از عروسک پشمالو را پیش بگیرد و در عین حال، برای تکمیل تولید مگان، با یک دخترک تنها به نام کیدی وقت بگذراند.

محیط ابتدایی فیلم مگان در خانه‌ی جما، طراحی صحنه‌ی بی‌روح و مدرن خانه، تمرکز بصری بر رنگ‌های سرد، و ناتوانی جما در برقراری ارتباط با دخترک، همه نشان می‌دهد که جما به هیچ وجه برای این نقش آماده نیست. او در ابتدا نمی‌تواند با درستی با کیدی بازی کند، اما با تلاش و تحمل سختی، در نهایت می‌تواند ارتباطی نزدیک با او برقرار کند. این درس نشان می‌دهد که برای موفقیت در هر کاری، باید تلاش و تحمل سختی داشت و آماده بود تا با مشکلات و ناتوانی‌های خود مقابله کند.

با توجه به فیلم قصه‌گویی که در حال تماشای آن هستیم، نوشتار من باید کافی باشد تا تصویری دراماتیک از فیلم را به تصویر بکشد. جما، یک حرفه‌ای است که برای تولید فیلم مگان ، نیاز به مادری برای کیدی ایجاد می‌کند و این باعث می‌شود که نقطه‌ی عطفی ارگانیک در داستان به‌وجود آید. تولد مگان، نتوانی جما برای مراقبت از کیدی را جبران می‌کند و در عین حال، کیدی به عنوان سندزنده‌ی موفق مگان، مجوز مورد نیاز برای ساخت فیلم مگان را از هیئت مدیره‌ی شرکت دریافت می‌کند. این بخش‌های جداگانه از فیلمنامه کاملا منطبق با هم هستند و داستان وقایع را به‌طور منطقی و درست پیش می‌برند. اما در این میان، چیزی اشتباه است…

نقد و بررسی فیلم مگان - نقادانه

مشکل اینجاست که جما در واقع نمیخواهد کیدی را بزرگ کند، او فقط برای حل مشکلاتی که به واسطه یک حادثه ناگوار به او وارد شده دست به این کار زده است. در ابتدای فیلم، به هدیه دادن کیدی به جما اشاره میشود، اما پس از آن متوجه میشویم که جما با خانواده خواهرش گرم نیست و ارتباطش با خواهرزاده اش تنها به هدیه دادن عروسک محدود نمیشود، احتمالا به خاطر توانایی های حرفه ای اش بوده است. جما حتی زمانی را که باید به دردسر و وحشتی که رخ داده تسلیم شود، به سرعت آن را پذیرفته است و به نظر میرسد که فقط به مسئولیت اخلاقی و توانایی مراقبت از دخترک فکر میکند، نه به دوست داشتن آن.

در نتیجه، ارتباط شخصی قصه کاملاً از اهمیت دراماتیک و انرژی عاطفی خالی است، زیرا توجه اصلی شخصیت اصلی به توسعه هوش مصنوعی پیچیده و هیجان‌انگیزش می‌باشد و نه به ارتباط با کیدی. حتی در حد اشاره‌ای هم نمی‌توانیم روی احوالات درونی جما، و شکلی که زندگی شخصی‌اش را می‌گذراند، توقف کنیم. آیا جما ارتباطی با سایر انسان‌ها دارد؟ آیا ورود دخترک به زندگی او، تزریق گرمای انسانی به محیطی سرد است؟ فیلم مگان و شخصیت آن به یک اندازه به پاسخ این سوالات بی‌توجه‌اند.

نقد فیلم آرزوی ایرلندی | یک دارم عاشقانه بیشتر بخوانید: نقد فیلم آرزوی ایرلندی | یک دارم عاشقانه

تا جایی که به جما مربوط است، اتلاف وقت با دردسرهای کیدی صرفاً عامل مزاحم دیگری است بر سر دستیابی او به هدف‌اش، همانطور که در مقابل مقام بالادست‌اش نیز مخالفت می‌کند. پس در اولین فرصت، جما از حضور کیدی برای پیشرفت حرفه‌ای خود استفاده می‌کند و سپس با تمام میل وظایف خود را به مگان می‌سپارد. احتمالاً وجود نسخه دیگری از این متن، که در آن جما با ظرافت بیشتری به تصویر کشیده شده و خودمحوری‌اش رنگی از پیچیدگی اخلاقی می‌گیرد، می‌توانست به نتیجه‌ی ناخوشایند اعمال او منجر شود و با تغییراتی به جبران اشباهاتش برسد، اما ساخته‌ی تازه‌ی جانستون به یک دلیل اساسی چنین تغییری را تجربه نمی‌کند.

کوپر متوجه شده بود که نباید نحوه‌ی به تصویر کشیده شدن طرح زن مستقل و موفق در جما، به رویکرد انتقادی نزدیک شود. فیلم نباید نشان دهد که چگونه مشغله‌های دختر جوان و ناتوانی او در مراقبت از کودک، برایش دردسرهایی جبران‌ناپذیر به دنبال دارد. انتخاب درستی برای فیلم می‌توانست این باشد که در روایت فیلم، مفهوم مادری به اندازه‌ای مهم نباشد. اما مشکل اینجاست که نقش چالش‌برانگیز اولیه جما، کارکرد مگان در زندگی کیدی، و موضوع تقابل پروتاگونیست و آنتاگونیست داستان، همگی به مسئله تربیت فرزند مربوط می‌شود!

نقد و بررسی فیلم مگان - نقادانه

جوانی که نمی‌داند چگونه با کودکان برخورد کند، با مصنوعات فناورانه‌ای روبه‌رو است که به طور مداوم به نحوه‌ی برقراری ارتباطات انسانی بین والدین و فرزندان جای می‌گیرند. این مصنوعات، مدل یادگیری مغز مگان را شبیه‌سازی کرده و از روی آن تشکیل شده‌اند. این داستان با دیدگاه انتقادی، به شیوه‌های تربیت کودکان در امروزه پرداخته و نشان می‌دهد که چگونه فرزندان ما دچار ناکارآمدی و بی‌میلی می‌شوند. اگر قرار بود به صورت نمادین، شخصیت جما را تجسم کنیم، فهم و همدلی انسانی در انتها به جای نابلدی و بی‌میلی ما خواهد رسید. اما آیا تقابل نهایی مگان و جما، و جمع‌بندی سریع داستان، به همین شکل اتفاق می‌افتد؟

جما مادر واقعی کیدی نیست!

فیلم مگان با جمای ابتدایی خود، نشانگر این است که کیدی به‌طور کامل نسبت به نقش مادری خود توانسته تغییری بی‌نظیر به‌خود بدهد. او در ابتدا به‌طور شدیدی مخالف تربیت دخترک خود بوده و تلاش کرده تا او را از دست مادرش در امان بیاورد. اما با گذشت زمان و تجربه‌هایی که می‌کند، کیدی متوجه می‌شود که نقش مادری بسیار مهم و حیاتی است و او نیازمند تغییر و تحولی در نگرش و رفتارش بازیگرش است.

در انتهای فیلم مگان، کیدی به دیدگاه تازه‌ای درباره نقش مادری می‌رسد و متوجه می‌شود که وظیفه مادری چقدر مهم و موثر است و او به‌طور فزاینده‌ای از این وظیفه پذیرایی می‌کند. او درک می‌کند که مادری بودن بیش از حفظ امنیت فیزیکی فرزندانش است، بلکه باید در تربیت و توسعه روحی و روانی آن‌ها نقشی فعال و بسیار مهم داشته باشد.

مشاهده تیزر تبلیغاتی فیلم مگان ، کیدی را به این نتیجه می‌رساند که باید تغییری در نگرش و رفتارش داشته باشد و به عنوان مادر، باید مسئولیت‌هایش را به‌طور کامل به عهده بگیرد. اما آیا این تغییرات نیازی به تبدیل شدن از یک مادر بد به یک مادر خوب دارد؟

با توجه به این‌که کیدی در ابتدا به‌طور کامل نسبت به نقش مادری خود توانسته تغییری ایجاد کند، نیازی به تغییرات بزرگ و مهم نیست. اما همان‌طور که در فیلم مشاهده می‌شود، کیدی تغییرات خود را در زمان و با تجربه‌هایی که می‌کند، به‌طور طبیعی و درست انجام می‌دهد. او به تدریج متوجه می‌شود که نقش مادری بسیار مهم و پرفعالیت است و او باید به‌طور کامل از این نقش پذیرایی کند.

با توجه به این، می‌توان گفت که فیلم مگان با جمای انتهایی که دارد، نشانگر تحول و تغییر معناداری در کیدی است. او به‌طور کامل از نظریه‌ها و ترفندهایی که در تربیت دخترکش استفاده می‌کرده، فاصله گرفته و تبدیل به یک مادر واقعی و موثر شده است. این تغییر، نشانگر تحول مهم و اساسی در نگرش و رفتارش است که به‌طور طبیعی و با تجربه‌هایی که می‌کند، اتفاق می‌افتد.

بنابراین، می‌توان گفت که کیدی به‌طور کامل تبدیل به یک مادر خوب نشده است، بلکه تغییری در نگرش و رفتارش به‌وجود آمده است که او را به یک مادر واقعی و موثر تبدیل کرده است. وقتی که فیلم مگان از ابتدا هم مسئولیتی برای او قائل نبوده، اما با تجربه‌هایی که می‌کند، او را به سمت رفتار درست هدایت می‌کند، می‌توان انتظار داشت که تغییر معناداری در کار باشد و این همان تحولی است که در فیلم به وقوع می‌پیوندد.

با این حال، شخصیت کیدی به تحول در فیلم مگان نیاز داشت. او نیاز داشت که تجربه‌هایی که می‌کند و با آن‌ها روبرو می‌شود، به‌طور طبیعی و آرام او را به سمت رفتار درست هدایت کند و او را به یک مادر واقعی و موثر تبدیل کند. بنابراین، شخصیت به این تحول نیاز داشت و این تغییرات اساسی و مهم برای او بوده است.

چون مادر واقعی جما نیست، طبیعتا شخصیت کیدی نیز به تربیت کم‌رنگ می‌پردازد. اما بدون گرمی و رابطه‌ای میان آن‌ها، نسخه‌ی سینمایی/دراماتیکی برای نیازهای شخصیت شکل نمی‌گیرد. علاوه بر این، رویکرد انتقادی/بدبینانه‌ی آشنای ژانر نیز ظرافت تازه‌ای نسبت به قصه‌ی مشخص نمی‌آورد و فقط به خطر وابستگی به فناوری اشاره می‌کند.

در پایان، چرا کیدی مگان را به نابودی ترغیب می‌کند؟ گرچه این تقابل به‌خوبی اثر را به مخاطب نزدیک می‌کند، اما نحوه‌ی رقم خوردن آن تقابل کمی کنار گذاشته می‌شود. همچنین، انگیزه‌ی کیدی برای اعتماد نکردن به مگان نیز مشخص نیست، گرچه باید یادآوری کرد که او دارای دستکش‌های کنترل‌کننده‌ی ربات غول‌پیکر جما است.

ربات هوشمند قصه، نتوانسته نیازهای دخترک را برآورده کند؛ اما چگونه؟ چه تغییری در نگاه کیدی به اسباب‌بازی محبوبش رخ داده است؟ به نظر می‌رسد که کیدی در طول فیلم مگان ، با دیدن واقعیت‌های جدید، نگاهی تازه به اسباب‌بازی محبوبش پیدا کرده است. او درک می‌کند که این اسباب‌بازی تنها یک اشیا است و نمی‌تواند به جای دوستان واقعیش قرار بگیرد.

آیا سخنرانی کلیشه‌ای کمی قبل‌تر جما کافی است تا کیدی دوست خود را فراموش کند؟ احتمالا کیدی هنوز هم به دوستش احترام می‌گذارد ولی با فهمیدن واقعیت‌های جدید، برایش مهم نیست که اسباب‌بازی محبوبش را داشته باشد یا نداشته باشد، بلکه دوستان واقعیش را دارد و این مهمترین چیز برایش است.

نقد و بررسی فیلم مگان - نقادانه

اما می‌توان فیلم مگان را از دیدگاه ارتباط با الگوی عروسک تسخیر‌شده مورد بررسی قرار داد. در نخستین فیلم خود، جانستون نیز به این الگو علاقه‌مند بود. او در این فیلم، ماجرای واقعی عروسک آنابل را به شکلی هجوآمیز مورد توجه قرار داد. عروسک آنابل به شکلی از ساکنان خانه خشونت‌آمیز می‌گوید که در خانه‌ای محبوس شده و قصد دارد از طریق چند عروسک به آن‌ها پیامی رسانده.

در اینجا، ماجرای روح شیطانی عروسک آنابل به عنوان روح دختری هفت ساله مورد توجه قرار می‌گیرد. او از طریق عروسک خود با ساکنان خانه ارتباط برقرار می‌کند و آن‌ها را به سمت خود می‌کشاند. همان‌طور که در فیلم جانستون، شخصیت عروسک آنابل تا انتهای فیلم مگان به عنوان روح دختری به قتل‌رسیده معرفی می‌شود، در مگان نیز تا انتهای فیلم به این موضوع اشاره می‌شود؛ این نشان می‌دهد که جانستون در فیلم خود هم تلاش کرده است تا با استفاده از این الگو، تنوعی به عنوان نوع داستانی فیلم بدهد.

همان‌طور که در فیلم جانستون، الگوی عروسک تسخیر‌شده با شوخ‌طبعی و ظرافت دچار تغییر می‌شود، در فیلم مگان نیز با دو عادت متفاوت فیلم‌های با محوریت عروسک شیطانی روبرو هستیم. از یک طرف، مگان با بهره‌گیری از الگوی عروسک تسخیر‌شده، تلاش می‌کند تا ترس و وحشت را در بین تماشاگران ایجاد کند، اما از سوی دیگر، با استفاده از شخصیت مگان، بازهم تنوعی به فیلم می‌دهد و باعث می‌شود تا این الگو به شکلی جالب‌تر و متفاوت‌تر از آنچه که در فیلم‌های دیگر دیده‌ایم، به نمایش درآید.

بازنویسی جملات نشان می‌دهد که جانستون در فیلم خود هم تلاش کرده است تا با بهره‌گیری از الگوی عروسک تسخیر‌شده، به تنوعی در فیلم بپردازد و باعث شود تا این الگو به شکلی جذاب‌تر و جالب‌تر از چیزی که در فیلم‌های دیگر دیده‌ایم، به نمایش درآید.

 جانستون با بهره‌گیری از زمینه‌ی داستانی علمی‌تخیلی‌اش در فیلم مگان

از این منظر، تسخیر انسان‌ها توسط ماشین‌ها و هوش مصنوعی، نه تنها ممکن است، بلکه در تعامل و رابطه‌ی بین انسان و ماشین، ما هم ممکن است شیطانی شویم.

به طور خلاصه در فیلم مگان ، مگان به عنوان یک ربات برنامه‌ریزی‌شده وارد ماجرا می‌شود، اما با توجه به شباهتهایی که با عروسک تسخیر‌شده آنابل دارد، این موضوع نشان می‌دهد که در تعامل انسان و ماشین، ممکن است ما هم شیطانی شویم. این نگاه جالب و تماتیک به شخصیت مگان، این فیلم را به عنوان یک اثر هنری بیشتر از یک فیلم علمی-تخیلی معرفی می‌کند.

اما از سوی دیگر، با تجهیز مگان به یک مدل یادگیری شبکه عصبی مشابه انسان، و همچنین قابلیت خودمختاری او برای حرکت، تصمیم‌گیری و تعامل با محیط اطراف، قتل‌های او به الگوی چاکی در فیلم‌های بازی بچگانه شبیه می‌شوند. ظاهر آسیب‌دیده‌ی مگان در نبرد پایانی نیز ارتباط واضح‌تری به عروسک قاتل مجموعه‌ی محبوب ژانر دارد. این به نوعی توهینی به الگوی عروسک تسخیرشده در تاریخ سینما است. در نتیجه، ساخته‌ی جانستون با استفاده از زمینه‌ی داستانی علمی‌تخیلی‌اش، عروسک هوشمند خود را به یک بهانه تبدیل می‌کند تا به دو الگوی مسلط عروسک تسخیرشده در تاریخ سینما ادای دین کند.

نقد فیلم جیغ ۶ (Scream VI) | نقاب خونین

بدون تردید، فیلم مگان به لطف اجرای استثنایی بازیگران، کارگردانی برجسته، و موسیقی بی‌نظیر، تجربه‌ای لذت بخش را برای تماشاگران به ارمغان می‌آورد. این فیلم با ترکیب موفقیت‌های مختلف در زمینه‌های مختلف هنری، نشان می‌دهد که نیازی به بحث‌های ساختاری، تماتیک و فرامتنی برای خلق یک اثر هنری برتر وجود ندارد. بنابراین، می‌توان لذت بردن از فیلم مگان را دستخوش همه قرار داد و در حس و حالی از آن لذت برد که به درد هر گونه بحث و جدل نمی‌خورد.

فیلم مگان به لطف توانایی ساختاردهی و تنظیم لحن صحنه‌ها، ریتم مناسب روایت فیلمنامه‌ی آکلا کوپر، و موسیقی بی‌نظیر آنتونی ویلیس، توانسته است تجربه‌ی سینمایی جذاب و درگیرکننده‌ای را برای تماشاگران به ارمغان آورد. در نتیجه، می‌توان به طور مستقل از ارزش کلی فیلم، لحظات مختلفی از حضور مگان، ظاهر بیش‌ازحد‌آراسته، حاضرجوابی‌های روی اعصاب، و شکارهای خشونت‌بارش را دوست داشت و از آن‌ها لذت برد. در نهایت، فیلم مگان به عنوان یک فیلم سرگرم‌کننده و پرهیجان، توانسته است از تمامی نقاط قوت هنری خود بهره ببرد و بدون نیاز به بحث و جدل، تجربه‌ای لذت بخش و سرگرم‌کننده را برای تماشاگران به ارمغان آورد.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram

4 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *